محمد بن محمود دهدار شيرازى
57
رسائل دهدار ( فارسى )
قلب و از نسخهء اين مرتبه در عالم جسم به مركز و در عالم روح به مقام محمّدى ( ص ) كه مقام شفاعت و مقام محمود است و در عالم عقل به ظهور ذاتى و در عالم شكل كه خط نسخهء آن است به نقطه و در عالم تركيب به جزء لا يتجزى خبر مىدهند ؛ و اللّه اعلم . و اين تجلى « 1 » و تعين را نسبت با ساير تعينات ، نسبت حقيقيّهء نوعيه است با افراد ، و فرد اوّل اين تعين عند الظهور وجود عام است كه نسخهء آن امتداد نفس است و در عالم حروف الف است . پس نسبت وجود عام به مرتبهء هويت غيبيه ، نسبت الف باشد با نقطه و اين اشاره باشد به وجود عام و حقيقتش امتداد نفس ، و نسبت الف - كه امتداد نفس است - به آن نقطهء قلبى - كه مبدأ اين امتداد است - نسبت وجود عام باشد به هويت غيبيه و اين وجود عام تعينى است مقيد به اطلاق ؛ لهذا قبول هيچ تعيّن در نفس مرتبه خود نمىكند . همچنين الف را تعيّن است در حد ذات خود كه قبول هيچ تعيّن حركتى و نقطوى نمىكند . و از اينجاست كه متحرك را همزه نام است نه الف . و همچنانكه جميع تعينات به اين تعين اوّل - كه وجود منبسط است - قايم است و همه تعيّن اين تعيّنند ، جميع حروف به الف قايم است ؛ هم از آن جهت كه جميع حروف تعيّنات شكلى شكل الفند و هم از اين جهت كه الف مركز جميع حروف است ؛ چنانچه در بعضى عند التلفظ ظاهر است ؛ مثل باء ، تاء ، ثاء . و در بعضى حروف مركز است ؛ مثل الف كه لام مركز اوست و الف مركز لام و جيم و عين و سين و يا مركز ايشان است و الف مركز ياء . و همچنانكه اشياء به وجود تعلّق مىگيرند ، اما وجود با هيچچيز قبول تعلق ندارد ، همچنين حروف به الف متصل مىشوند ، اما الف به هيچ حروف متصل نمىشود . و ديگر مناسبات بسيار است . و اگر كسى خواهد كه فىالجمله از حقيقت الف آگاهى يابد ، رسالهء سواطع شيخ علاء الدوله سمنانى - قدس سره - [ را ] مطالعه نمايد كه شمه [ اى ] آنجا ذكر فرموده [ است ] . و از حضرت امام الموحدين ، ساقى كوثر ، مروى است كه : « الالف يشار بها الى الذات الاحدية » . و اينجا اشارتى است و افراد البشاره كه حقيقت
--> ( 1 ) . مج : تجلى العين .